حمل و نقل و ترانزیت

تعریف حمل و نقل بین‌‌المللی کالا

حمل و نقل بین‌المللی کالا عبارتست از جابجایی و حمل کالا از نقطه‌ای در داخل کشور به نقطه‌ای در داخل کشور دیگر با رعایت قوانین و مقررات حاکم بر آن.

· شرکت حمل و نقل بین‌المللی

شرکت حمل و نقل بین‌المللی عبارتست از یک شخصیت حقوقی که به منظور انجام عملیات حمل و نقل بین‌المللی شامل فعالیت‌های فورواردی و کریری و تواماً تشکیل خواهد شد.

· فعالیت فورواردی

فعالیت فورواردی عبارتست از عمل هماهنگی و ترتیب حمل کالا به یکی از طریق مختلف زمینی، هوایی، دریایی و یا ترکیبی از آنها و قبول مسوولیت به موجب بارنامه صادره و قراردادهای منعقده.

· فعالیت کریری

فعالیت کریری بین‌المللی عبارتست از تصدی بلافصل جابجایی کالا از کشوری به کشور دیگر به یک طریق حمل و بر طبق قرارداد حمل.

الف) وظایف کریر

1- انعقاد قرارداد حمل و صدور راه‌‌نامه

2-تهیه اسناد و مدارک برای امکان سفر از قبیل کارنه‌تیر، کارنه دو پاساژ، دوزبلاغ ، ویزا، بیمه‌نامه، گواهی قبولی و.....

3- تودیع ضمانت‌نامه‌های لازم به ارگان‌های ذیربط جهت اخذ مدارک و اسناد ضروری.

4- تامین کامیون مناسب برای حمل با توجه به مهلت مقرر در قرارداد.

5-تحویل گرفتن کالا از فرستنده یا فورواردر و نظارت در بارگیری کامیون از نظر تطبیق مندرجات اسناد حمل با محموله.

6-ارایه اسناد کالای مربوط به مقامات گمرکات از مبدا تا مقصد راه‌‌نامه و مراقبت در سالم نگه داشتن پلمپ‌های گمرکی.

7-تحویل کالا به گیرنده در محل‌هایی که به وسیله مقامات گمرکی تعیین و اجازه داده می‌شود.

8-رعایت مسیر مشخص شده و مدت زمان حمل کالای تزانزیتی که مقامات گمرکی تعیین می‌نمایند.

9- رعایت مسیر و مدت زمان حمل کالا بر طبق قرارداد حمل.

10- تخلیه یا نظارت بر تخلیه و شمارش کالا و امضا اسناد کسر و اضافه و آسیب دیدگی.

11- دقت در تحویل محموله به مقصد و اخذ گواهی‌های مربوطه.

ب) مسوولیت‌ها

1- پرداخت کرایه حمل و حق توقف و سایر حقوق متعلقه به راننده

2-قبول کلیه مسوولیت‌های مذکور در کنوانسیون C.M.R در زمینه مفقود شدن، تاخیر و آسیب دیدگی کالا و تعهد پرداخت غرامت به میزان توافق شده یا طبق کنوانسیون مذکور.

3-مراقبت در تایید روی ته قبض‌های کارنه‌تیر توسط مقامات گمرکی بین راهی و مقصد و استرداد لاشه کارنه‌تیر به اتاق بازرگانی و صنایع و معادن در مهلت مقرر.

4-رعایت کلیه دستورالعمل‌ها و آیین‌نامه‌هایی که در رابطه با امور کریری به تصویب مراجع ذیصلاح می‌رسد.

5-آگاهی از مقررات مربوط به تردد کامیون‌ها در کشورهای مسیر و اعلام آنها به رانندگان.

6-آموزش رانندگان برای اجرای صحیح حمل و نقل بین‌المللی کالا بر اساس دستورالعمل‌های ابلاغی.

7-قبول کلیه مسوولیت‌های مذکور در کنوانسیون TR و ضمایم مربوطه در مواردی که کالا به صحابت کارنه‌تیر حمل می‌شود.

8-شرکت‌های کریر ضمن مراقبت در حسن انتخاب و رفتار راننده و سایر عوامل مربوطه در صورت احراز مراتب تخلف، همکاری لازم را با سازمان‌ها و موسسات و اشخاص ذیربط جهت برخورد قانونی لازم با عوامل فوق‌الذکر به عمل خواهند آورد.

ج: حقوق

1-مسوولیت‌های کریری در پرداخت غرامت محدود به موارد مذکور در کنوانسیون C.R.M و به شرط رعایت مفاد این کنوانسیون از جانب فرستنده و گیرنده کالا خواهد بود.

2-در صورتی که حوادث و عواملی خارج از حیطه اختیارات کریر (قوه قهریه) موجب عدم اجرای تعهد گردد که کریر مسوولیتی در پرداخت غرامت ندارد.

3-کریر مسوولیتی در قبال مغایرت ناشی از محتویات بسته‌های آکبند یا کنتینرهایی که با پلمپ شماره‌دار سالم به همان نحو که تحویل گرفته شده به مقصد تحویل می‌شود نخواهد داشت.

4-در صورتی که فرستنده کالا با اظهار نظر خلاف واقع خود از نظر کمیت و کیفیت کالا موجبات زیان یا انجام هزینه‌های غیر عادی را برای کریر فراهم نماید متعهد جبران آن می‌باشد.

5-تا هنگامی که کرایه و هزنیه‌های مربوط به آن پرداخت نشده باشد کریر می‌تواند اجازه دخل و تصرف در کالا را به صاحب آن ندهد.

6-در مواردی که کامیون به انتظار بارگیری یا تخلیه پیش از حد مقرر معطل نگهداشته شود مشتری متعهد پرداخت حقوق توقف خواهد بود.

د: داوری

شرکت‌های حمل و نقل و مشتری می‌بایست در قراردادهای حمل، مرضی‌الطرفین را به عنوان حکم مشخص نمایند تا چنان چه بین شرکت و مشتری در اجرای مفاد قرارداد حمل اختلافی بروز نماید و اختلافات از طریق مذاکرات فی‌مابین حل و فصل نگردد موضوع به حکمیت محول گردد. در قراردادهایی که مرجع حکمیت مشخص نگردیده باشد طرفین می‌توانند به کمیسیونی که از نمایندگان وزارت راه و ترابری تشکیل می‌گردد مراجعه نمایند.

ه: بیمه

شرکت‌های حمل و نقل بین‌المللی لازمست مسوولیت‌های کریری خود در کنوانسیون C.M.R و یا توافق‌های انجام شده را بیمه مسوولیت نموده و کامیون‌ها را نیز در مسیر حمل، نزد یکی از شرکت‌های بیمه معتبر بیمه نماید.

· وظایف فورواردر:

1- صدور پروفرمای حمل

2- انعقاد قرارداد حمل با صاحب کالا

3- صدور بارنامه

4- جمع آوری (برحسب درخواست صاحب کالا و قرارداد حمل)

5- انبارداری بار (برحسب درخواست صاحب کالا و قرارداد حمل)

6- بسته‌بندی بار (بر حسب درخواست صاحب کالا و قرارداد حمل)

7- بیمه باربری (برحسب درخواست صاحب کالا و قرارداد حمل)

8- انجام تشریفات گمرکی در مبدا و برحسب کار

9-انعقاد قرارداد با موسسات مختلف حمل کننده و اخذ راه‌‌نامه یا بارنامه دریایی، زمینی، هوایی

10- کسب اطلاعات لازم از جریان حمل و ارایه اطلاعات کسب شده به صاحب کالا برحسب قرارداد منعقده بین صاحب کالا و شرکت حمل و نقل

11- تحویل کالا به گمرک مقصد (ایران) در حمل و نقل زمینی و امضا صورت مجالس کسر و اضافه تخلیه

12- اخذ صورت مجالس کسر و اضافه و آسیب دیدگی کالا و دست خوردگی و ترخیصیه از نماینده خط حمل دریایی و هوایی و انجام سایر وظایف در ارتباط با سایر مسوولیت‌ها

13- انجام تسویه حساب با طرف‌های زیربط

14- اعلام ورود کالا به صاحب کالا

Transport International Road T.I.R

تا چندین سال پیش، روش حمل و نقل بین‌المللی کالا در ارتباط با مقررات گمرکی در دنیا، نوعی بود که هر کشوری بر اساس ضوابط خاص خود عمل می‌کرد که این امر سبب شده بود که در حمل بارها به ویژه بارهای ترانزیتی مشکلاتی به وجود آید. که ضمن آن که کالا وارد می‌شد و از طرفی شرکت‌های حمل و نقل کننده ناگریز بودند بر اساس مقررات گمرکی هر کشوری مبالغی تضمین گمرکی که گاهی غیر قابل پرداخت بود در مرزهای ترانزیتی بپردازند که تامین این نظر خود مشکل بزرگی را ایجاد ساخته بود. بنابراین تشریفات گمرکی ترانزیت در کشورهای مختلف موجب کندی حمل و نقل بین‌المللی می‌گردید تا جایی که کنترل‌های متعدد و توزیع ضمانت‌نامه‌های مختلف و تکمیل اظهارنامه‌های ترانزیتی مبادله کالا بین کشورهای مختلف را محدود نموده که این موانع در حمل و نقل زمینی به مراتب محسوس‌تر است و بدین ترتیب هر کشوری کوشش داشت با عقد قراردادهای ترانزیت خصوصی به رفع این مشکلات بپردازد که تا اندازه‌ای این مشکلات تسهیل شده بود ولی از آن جایی که مسائلی همیشه در هنگام عقد این نوع قراردادها مطرح می‌شد و کشورهای مسیر ترانزیت با استفاده از احتیاج طرف مقابل آوانس‌های خاصی را مطالبه می‌کردند که گاهی غیر عملی و در صورت پذیرش آنها ناگریز منافع را چه از نظر سیاسی و چه از نظر اقتصادی از دست می‌داد.

این مشکلات از کلیه جوانب سبب شد که موضوع به قسمت اقتصادی و بازرگانی و گمرکی سازمان‌ ملل کشانده شود که با توصیه این سازمان در 15 ژانویه 1959 زیر نظر شورای گمرکی وابسته به سازمان ملل در ژنو موافقت نامه ای مطرح و به امضا رسید که به طور کلی روش حمل و نقل بین‌المللی جاده‌ای را تغییر داد و تسهیلات فراوانی را از نظر ارزیابی کالا، تضمین کالا و به طور کلی نحوه برخورد با مقررات گمرکی کشورها به وجود آورد بدین ترتیب سازمانی بنام ایرو (IRO) به وجود آمد. اتحادیه حمل و نقل یا (IRO) که وابسته به سازمان ملل است این کنوانسیون را طوری طراحی نموده است که ضمن حفظ نظارت‌های گمرکی، تشریفات ترانزیت به حداقل ممکن کاهش یابد.

نوع تسهیلات و روش آسانی که در این موافقت‌نامه مطرح شده بود، انگیزه‌ای شد که کشورهایی که در امر حمل و نقل بین‌المللی ترانزیت کالا فعالیت دارند به این موافقت‌نامه بپیوندند.

مقررات TIR

این موافقت‌نامه اصل را بر اعتماد و مبنای کار را بر صحت عمل گذارده است. باین مفهوم که کشورهایی که در مسیر ترانزیت حمل و نقل کالا قرار می‌گیرند اسناد تسلیمی و پلمپ و مهر وسایط نقلیه شرکت‌های حمل و نقل بین‌المللی را معتبر شناخته و بر اساس آن اجازه ترانزیت کالا را صادر می‌نمایند.

گر چه متاسفانه در عمل اعضا یکدست نبودند و بودند شرکت‌هایی که از این روش سو استفاده کرده‌اند و سبب شده‌اند که روح اعتمادی که روزهای اول بر فضای این موافقت‌نامه گسترده شده بود به قالب بدبینی و شک کشانده شود ولی خوشبختانه چون اکثریت اعضا سازمان ایرو جز راه صحت و سلامت راهی را انتخاب نکرده‌اند، هنوز اعتبار آن پا برجاست که امید می‌رود آنان که راهی جز سلامت و صحت برگزیده‌اند تغییر روش دهند. ماده واحده‌ای که به عنوان لایحه قانونی الحاق دولتی ایران به کنوانسیون گمرکی و حمل و نقل بین‌المللی کالا در فروردین سال 1350 به تصویب مراجع قانون‌گذاری رسید شامل یک مقدمه و 51 ماده و 9 ضمیمه و یک پروتکل بود که در تبصره یک آن اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران بر اساس مجوز مفاد بنده ماده 5 قرار دارد به عنوان موسسه ضامن شناخته شده و تصویب گردیده است. که عیناً در تبصره 1 قانون الحاق دولت جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون گمرکی مربوط به حقل و نقل بین‌المللی کالا 1975 که مشتمل بر 64 ماده و هشت ضمیمه باز هم اتاق بازرگانی و صنایع و معادن با توجه به مفاد بند 1 ماده 6 کنوانسیون به عنوان موسسه ضامن شناخته شده است. یادآوری و آموزش رانندگان ایرانی و رابطه با راه‌‌نامه CRM و بیمه مسوولیت

1. کوشش کنید تا کالا از هر حادثه‌ای مصون بماند.

2. اگر توانستید با هر وسیله‌ای جلوی خرابی و فساد باقیمانده کالایی که حادثه ندیده است را بگیرید.

3. اگر کامیون یخچال‌دار دارید، قبل از بارگیری و حرکت حتماً از سلامت یخچال اطمینان حاصل کنید.

4. اگر در طول مسیر به استراحت احتیاج داشتید حتماً در پارکینگ مجاز و امن توقف کنید.

5. اگر بخشی از کالا یا تمامی آن براثر تصادف یا سرقت از بین رفت به مقامات انتظامی محل وقوع حادثه مراجعه و بخواهید گزارشی در این مورد تهیه کنند.

6. اگر محل وقوع حادثه در خارج از ایران می‌باشد، نسبت به تایید گزارشات مقامات ذیصلاح که در رابطه با حادثه تهیه شده توسط سفارشات یا سرکنسولگری جمهوری اسلامی ایران در محل اقدام کنید.

7. اگر کالای ترانزیتی حمل می‌کنید و تصادف کردید به نزدیک‌ترین گمرک و بخواهید تا گزارشی در این مورد تهیه کنند و سریعاً شرکت را در جریان امر قرار دهید.

8. به اشخاص ثالثی که مقصر حادثه هستند به هیچ عنوان رضایت ندهید.

9. اگر دسترسی به دوربین عکس‌برداری یا فیلم‌برداری دارید حتماً از صحنه حادثه و کالای آسیب دیده عکس یا فیلم تهیه کنید.

اقداماتی که می‌بایستی در صورت اطلاع از حوادث در ارتباط با راه‌‌نامه‌های C.M.R انجام شود:

الف) در محل وقوع حادثه حداکثر سعی و کوشش جهت جلوگیری و یا توسعه خسارت وارده به کالای موضوع راه‌‌نامه به عمل آید.

ب) وقوع حادثه به اطلاع مقامات انتظامی و یا مراجع ذیصلاح برسد و از آنان درخواست تنظیم گزارش شود.

ج) بلافاصله و منتهی ظرف مدت پنج روز (بدون احتساب تعطیلات رسمی) پس از اطلاع از وقوع حادثه و یا ادعای غرامت توسط دورنویس (فکس) طبق فرم پیوست شماره 5 و یا 6 برای شرکت ایران حامی کارگزار بیمه‌ای انجمن و رونوشت آن به انجمن ارسال شود.

د) در صورت وقوع حادثه در خارج از کشور ترتیبی داده شود که حتی‌الامکان یکی از کارشناسان صلاحیت‌دار بین‌المللی، مانند لویدز، از کالا و محل وقوع حادثه بازدید کرده و در مورد علت و چگونگی حادثه و میزان خسارت گزارش تهیه کند.

ه) اسناد وقوع در داخل کشور، پس از اجرای بند ج بالا، کارشناس بازدید خسارت به شما معرفی خواهد شد.

و) اسناد و مدارک زیر در مورد خسارت تهیه و در اختیار انجمن قرار دهد:

1) راه‌‌نامه، صورت بسته‌بندی و فاکتور خرید کالا

2) اصل سند مطالبه خسارت از طرف زیان دیده

3) اصل صورت مجلس گمرکی (در صورت وجود)

4) اصل گزارشات مقامات انتظامی (در صورت وقوع حادثه وسیله نقلیه)

5) اصل گزارش کارشناس بازدید کننده (یکی از کارشناسان صلاحیت‌دار بین‌المللی مانند نمایندگان لویدز) از خسارت کالای موضوع راه‌‌نامه (و صورت حساب ایشان)

6) اصل گواهی کسر تخلیه (در صورت احراز گواهی کسر تخلیه)

توجه: بدون کسب موافقت کتبی بیمه‌گر، صادر کننده راه‌‌نامه مجاز به پذیرفتن مسوولیت، (مگر این که مسوولیت بدون قبول وی نیز محرز بوده باشد) نسبت به هر گونه حادثه و خسارت ناشی از آن نمی‌باشد. در غیر این صورت بیمه‌گر می‌تواند از پرداخت خسارت مربوطه به مسوولیت پذیرفته شده خودداری نماید.

ز) از آنجا که قرارداد بیمه توسط انجمن به نمایندگی از طرف شما، امضا شده است، لطفاً همیشه، هر خواسته یا خسارتی را فقط به انجمن و شرکت ایران حامی اطلاع دهید.

بخشی از آیین‌نامه اجرایی قانونی حمل و نقل و عبور کالای خارجی

ماده 44- هرگاه مهر و موم (پلمپ) گمرکی عمداً شکسته شده باشد و دخل و تصرف در کالای عبوری خارجی شده باشد با مرتکب یا مرتکبین طبق قانون راجع به مجازات قاچاق رفتار می‌شود. به علاوه چنان چه این عمل مستوجب کیفر دیگری بر طبق مقررات قانونی باشد مرتکب یا مرتکبین به همان کیفر نیز خواهند رسید.

ماده 45- چنان چه محکومیت اشخاص حقیقی یا حقوقی از طرف دادگاه ذیصلاح قطعیت یابد و به موجب قوانین و مقررات تجاری کشور، مرتکب یا مرتکبین مستوجب محدودیت و یا محرومیت‌های دیگری هم باشند با آنان طبق مقررات اخیر نیز رفتار خواهد شد.

تبصره ـ در مواردی که عبور دهنده با تشخیص مراجع قضایی در امر قاچاق یا تخلف دخالتی نداشته باشد از هر گونه محدودیت یا پرداخت جریمه مبرا می‌باشد.

ماده 46- رانندگان وسایل نقلیه حامل کالای عبوری خارجی موظفند کالای مورد حمل را عیناً بدون هر گونه دخل و تصرفی در مهلت مقرر در پروانه عبور به گمرک مقصد داخلی و گمرک خروجی حمل نمایند.

اصطلاحات بین‌المللی حمل و نقل

1- از محل کار..... (از محل کارخانه، از محل کشت، از محل انبار و غیره)

EX Works…(Exfactory, Ex Mill, Exfram, Ex warehouse)

از محل کار بدین معنی است که تنها مسوولیت فروشنده در این است که کالا را در محل شخصی خود (یعنی محل کار و یا محوطه کارخانه) در اختیار مشتری قرار دهد. خاصه این که فروشنده مسوول نیست تا کالا را بر روی وسیله نقلیه‌ای که خریدار تهیه می‌نماید بارگیری کند مگر این که قرار دیگری گذاشته شده باشد. خریدار کلیه هزینه‌ها خطرات ناشی از آوردن کالا به مقصد مورد نظر را متحمل می‌گردد. از این جهت این شرط مبین کم‌ترین وظیقه برای فروشنده می‌باشد.

2- فور / فوت (تحویل روی واگن محل ارسال تعیین شده)

FOR FOT (Free on Rail/ Free on truck)

فورفوت به معنی تحویل روی واگن است. این مقررات دارای معانی مشترکی می‌باشد، از آن جایی که لغت (تراک) به واگن اطلاق می‌شود. این مفاهیم باید فقط در حالتی استفاده شوند که کالا به وسیله راه آهن حمل شود.

3- فاس (تحویل کنار کشتی)

FAS(Free Aiongside Ship)…(Named Port of Shipment)

فاس به معنی تحویل کنار کشتی است تحت این مقررات تعهده فروشنده با گذاردن کالا کنار کشتی روی اسکله یا بارج به پایان می‌رسد. بدین مفهوم که خریدار تمام هزینه‌ها و مسوولیت‌های خسارت یا فقدان را از زمان گذاردن کالا کنار کشتی باید متحمل گردد. باید توجه داشت که برخلاف مقرارت فوب این مقررات خریدار را موظف می‌سازد تا تشریفات صادراتی کالا را انجام دهد.

4- فوب (تحویل روی عرشه کشتی)

FOB(Free on Board)…(Named Port Of Shipment

فوب به معنی «تحویل روی عرشه کشتی» می‌باشد. کالا به وسیله فروشنده در بندری که در قرارداد فروش ذکر شده روی عرشه کشتی گذارده می‌شود. خطرات خسارت، فقدان کالا، هنگامی که از لبه کشتی می‌گذرد از فروشنده به خریدار انتقال می‌یابد.

5ـ سی اند اف (ارزش و کرایه)....(بندر مقصد تعیین شده)

C&F(Cost & Freight)…(Named Port Of Destination)

سی اند اف به معنی «ارزش کالا به اضافه کرایه» می‌باشد. فروشنده بایستی کرایه و هزینه‌های لازم جهت حمل به مقصد تعیین شده را بپردازد ولی خطر خسارت یا فقدان و همچنین هر گونه افزایش هزینه از موقع گذر کالا از لبه کشتی در بندر بارگیری از فروشنده به خریدار منتقل می‌گردد.

6- سیف (ارزش، بیمه و کرایه)...(بندر مقصد تعیین شده)

CIF(Cost, Insureance & Freight)…(Named Port Of Destination)

سیف به معنی «ارزش بیمه و کرایه» می‌باشد. این مقررات مانند (سی اند اف) می‌باشد. مضاف بر این که فروشنده موظف است بیمه دریایی کالا را در مقابل خسارت یا فقدان در مدت حمل فراهم آورد. فروشنده با بیمه‌گر قرارداد منعقد می‌نماید و حق بیمه را می‌پردازد. خریدار بایستی توجه داشته باشد که بر اساس این مقررات برخلاف مقررات (کرایه و بیمه پرداخت شده تا) از فروشنده خواسته می‌شود که حداقل پوشش بیمه‌ای را که (FPA نامیده می‌شود) اخذ نماید.

7ـ تحویل از کشتی Ex Ship

«تحویل از کشتی» به معنی آن است که فروشنده باید کالا را روی عرشه کشتی در مقصدی که در قرارداد فروش ذکر شده در دسترس خریدار قرار دهد. فروشنده باید کلیه هزینه و خطرات مربوط به آوردن کالا تا آن محل را متحمل گردد.

8- از اسکله (عوارض پرداخت شده....بندر مقصد تعیین شده)

Ex QUAY (Duty Paid … Named Port)

«از اسکله» به این معنی است که فروشنده کالا را روی اسکله در مقصدی که در قرارداد فروش ذکر شده است در دسترس خریدار قرار می‌دهد. فروشنده باید کلیه هزینه‌ها و خطرات مربوط به آوردن کالا تا آن محل را متحمل گردد.

9- تحویل شده در مرز....(محل تعیین شده برای تحویل در مرز)

Delivered At Frontier…(Named Place of Delivery At Frontier)

«تحویل شده در مرز» به معنای آن است که تعهدات فروشنده زمانی به انجام می‌رسد که کالاها به مرز رسیده باشد. البته پیش از «مرز گمرکی» کشوری که در قرارداد فروش تعیین شده است. این اصطلاح اصولاً در موردی باید به کار رود که کالاها با راه آهن یا راه شوسه حمل می‌شود، ولی می‌توان آن را بدون توجه به نوع طریقه حمل نیز به کار برد.

10- تحویل شده پس از پرداخت عوارض....(محل مقصد در کشور وارد کننده تعیین شده است)

Delivered-Duty Paid…(Named Place of Destination in the Country of Importation)

در حالی که اصطلاح «از محل کار» مسوولیت فروشنده را نشان می‌دهد اصطلاح «تحویل شده از پرداخت عوارض» اگر با واژه‌هایی دنبال شود محوطه کار خریدار را تعیین می‌کند حداکثر مسوولیت فروشنده را در بردارد یعنی نقطه مقابل اصطلاح قبلی اصطلاح «تحویل شده پس از پرداخت عوارض» ممکن است صرف نظر از نحوه حمل و نقل به کار رود. اگر دو طرف مایل باشند که فروشنده کالاها را برای صادرات آماده سازد ولی برخی از هزینه‌هایی که به لحاظ واردات کالاها پیش می‌آید مجزا شود ـ مثلاً مالیات بر ارزش افزوده (وات) و یا مالیات‌های مشابه دیگر ـ این امر باید با اضافه کردن واژه‌هایی که موضوع را برساند مشخص شود (مثلاً باستثنای وات و / یا مالیات‌ها).

11ـ فوب فرودگاه....(فرودگاه تعیین شده برای ارسال)

FOB Airport … (Named Airport of Departure)

مقرراتی که ذیلاً برای تحویل کالاها طبق شرایط فوب از طریق حمل با هواپیما ذکر شده به دقت تدوین شده است تا کاربردهایی را که معمولاً در بازرگانی رعایت می‌شود منعکس سازد. توجه داده خواهد شد که «فوب» بدرستی با معنای «تحویل روی وسیله حمل» ـ در ارتباط با حمل و نقل هوایی نباید بمفهوم ظاهر آن گرفته شود بلکه به این عنوان باید تلقی شود که واژه بعدی نقطه‌ای را مشخص می‌سازد که مسوولیت فروشنده در آن باید پایان یابد.

12- حمل کننده آزاد....(نقطه معین شده)

Free Carrier… (Named Point)

این اصطلاح را برای آن اختیار کرده‌اند تا ضرورت‌های حمل و نقل مدرن را به ویژه مانند حمل و نقل «ضد الگویی» از قبیل کانتینر یا «رول آن ـ رول اف» توسط تریلرها و فری‌ها جوابگو باشد. این ترتیب مبتنی بر همان اصول عمده‌ای است که در مورد فوب وجود دارد ـ به استثنا آن که فروشنده هر زمان که کالاها را در ید عامل حمل و نقل در نقطه تعیین شده قرار دهد تعهداتش به پایان می‌رسد. اگر هیچ نقطه مشخصی را نتوان در زمان عقد قرارداد فروش متذکر شد دو طرف باید به محل یا فاصله‌ای که در آنجا عامل حمل باید کالاها را باید به خود بگیرد اشاره کنند. خطر آسیب یا از میان رفتن کالاها از آن زمان از فروشنده به خریدار منتقل می‌شود، نه از زمانی که روی کشتی قرار گیرد. «حمل کننده» به معنای هر شخصی است که توسط او یا بنام او پیمان حمل کالاها از طریق جاده، خط آهن، هواپیما، راه دریا یا هر مجموعه مختلطی از این طریق منعقد شده باشد. هر زمان که فروشنده باید بارنامه یا راه‌نامه یا رسید حمل کننده را ارایه دهد بیدرنگ با ارایه چنان سندی که توسط شخصی که عنوان حمل کننده را داشته باشد، صادر شده باشد وظیفه خود را انجام می‌دهد.

13- کرایه به حامل پرداخت شده.....(نقطه مقصد تعیین شده)

Freight Carriage Paid to …(Named Point of Destination)

مانند سی اند اف «کرایه به حامل پرداخت شده.....» به معنای آن است که فروشنده کرایه را بابت حمل کالاها به مقصد تعیین شده می‌پردازد. به هر حال خطرات فقدان یا آسیب دیدن کالاها و نیز هر هزینه اضافی دیگر از لحظه‌ای کالاها به ید نخستین حامل تحویل شد از فروشنده به خریدار منتقل می‌شود ـ نه از زمانی که روی کشتی قرار گرفت. این رویه را می‌توان برای همه شکل‌های حمل و نقل از جمله عملیات با اشکال مختلط و کانتینر یا رول آن ـ اف و حمل و نقل توسط تریلرها و فری‌ها به کار برد. زمانی که فروشنده باید یک بارنامه یا راه‌‌نامه یا رسید حمل کننده تعیین شده امضا کرده است صادر شده باشد.

14ـ کرایه و بیمه حمل و نقل به حامل پرداخت شده....(نقطه مقصد تعیین شده)

Freight Carriage & Insurance Paid to …(Named Point of Destination)

این اصطلاح مانند اصطلاح «کرایه به حامل پرداخت شده.....» است اما به اضافه آن که فروشنده باید بیمه حمل و نقل را در قبال خطر فقدان یا آسیب کالاها طی جریان حمل آن تامین کند، فروشنده با بیمه‌گر پیمان بیمه را منعقد می‌کند و حق بیمه را می‌پردازد.

15- (BAF (Bunkering Adjustment Factor)

سورشارژ برای تعدیل نرخ سوخت است (چون نرخ سوخت متغیر است) لذا در زمان‌های مختلف بر حسب تغییر، ضریب محاسبه شده متغیری بر کرایه اضافه می‌کرد.

16- فله BULK

فله کالایی است که بدون هیچ گونه بسته‌بندی در کشتی وارد می‌گردد مانند غلات سنگ‌آهن، سیمان، شکر، املاح معدنی، فسفات، ذغال و غیره.

17- CAF(Currency Adjustment Factor)

سورشارژ برای تعدیل نرخ ارز، چون نرخ برابری دلار به سایر ارزها به طور روزانه در تغییر است لذا در زمان‌های مختلف بر حسب تغییرات روزانه، ضریب محاسبه شده متغیری بر کرایه اضافه می‌گردد.

18- قرارداد اجاره‌ای Charter Party

قرارداد اجاره‌ای، چون بعضی از کشتی‌ها به صورت دربست اجاره می‌شوند لذا برحسب شرایط اجاره قراردادهایی موجود است که چارتر پارتی نامیده می‌شود و کلیه تعهدات اجاره کننده و اجاره دهنده با ذکر مشخصات کشتی در آن مندرج است.

19- دیسپاچ Dispatch

پاداش مربوط به تخلیه و بارگیری قبل از انقضای موعد مقرر، معمولاً چون بر طبق شرایط کشتی‌های اجاره‌ای برای تخلیه و بارگیری حد نصابی خاص پیش‌بینی شده است لذا چنان چه بیشتر از میزان پیش‌بینی شده در قرارداد تخلیه و بارگیری انجام گیرد زمان تسریع به عنوان پاداش به طرف قرارداد پرداخت خواهد شد و اصطلاحاً Dispatch نامیده می‌شود.

20- دموراژ Demmurage

هزینه معطلی کشتی، دموراژ نقطه مقابل دیسپاچ است بدین معنی که چنان چه حد نصاب بارگیری و تخلیه کمتر از میزان پیش‌بینی شده در قرارداد باشد زمان معطلی بعنوان جریمه از طرف صاحب کالا پرداخت خواهد شد که اصطلاحاً دموراژ نامیده می‌شود.

21- سورشارژ Surcharge

اضافاتی که به کرایه تعلق می‌گیرد.

22- LIFO (Liner In Free Out)

بارگیری به عهده کشتیرانی ولی تخلیه به عهده صاحب کالا است.

23- LILO (Liner In, Liner Out)

مخارج بارگیری و تخلیه به عهده کشتیرانی است.

24- FILO (Free In, Liner Out)

مخارج بارگیری و تخلیه هر دو به عهده اجاره کننده و یا صاحب کالا می‌باشد.

25- FIO (Free In & Out)

مخارج بارگیری و تخلیه هر دو به عهده اجاره کننده و یا صاحب کالا می‌باشد.

26- ظرفیت ناخالص کشتی (GRT)

این ظرفیت عبارت است از ظرفیت فضاهای موجود در کشتی که عبارتند از: انبارهای کالا، کلیه مخازن مربوط به سوخت و آب و غیره، موتورخانه، فضاهای مورد نیاز برای مسافرین و خدمه و فضاهای بالای عرشه که قابلیت بارگیری بر روی آنها وجود دارد. این ظرفیت برحسب فوت مکعب محاسبه و هر 100 فوت مکعب برابر یک تن ظرفیت خالص کشتی است.

27- ظرفیت خالص کشتی (NRT)

این ظرفیت در حقیقت همان ظرفیت ناخالص کشتی است. با توجه به این که فضاهای مربوط به خدمه و موتورخانه از آن کسر می‌گردد.

28- ظرفیت بارگیری (DWT)

این ظرفیت عبارتست از میزان باری که در انبارهای کتشی و مخازن سوخت و آب و غیره می‌توان بارگیری نمود. همچنین این ظرفیت شامل وزن مسافرین و خادمه سوار بر کشتی نیز می‌باشد، واحد اندازه‌گیری این ظرفیت تن (هزار کیلوگرم) می‌باشد.

29- آب‌خور کشتی (Draft)

ارتفاعی که کشتی در حداکثر بارگیری به آب می‌نشیند را آب‌خور کشتی می‌نامند.

30- دوبه (Barge)

عبارتست از وسایل نقلیه آبی بزرگ‌تر از قایق‌های معمولی که خود موتور ندارند، ولی به وسیله یدک‌برهای موتوردار کشیده می‌شود.

31- دوبه کاری (Barging)

در مواردی که کشتی در لنگرگاه توقف می‌کند و محموله آن به وسیله دو به یا بارج به اسکله و ساحل حمل می‌شود، دو به کاری انجام می‌گیرد.

32- لنگرگاه (Anchorage)

در بنادری که اسکله کافی و مساعد برای پهلو گرفتن کشتی‌ها وجود ندارد. خواه از لحاظ ترافیک اسکله باشد یا به دلیل عظمت کشتیف آبخور کافی در اسکله نباشد، کشتی در فاصله‌ای از اسکله لنگر می‌اندازد که از لحاظ عمق و محفوظ بودن از موج و طوفان مساعد باشد. در این مکان که لنگرگاه خوانده می‌شود، کشتی کالای خود را به دو به تخلیه یا از آن بارگیری می‌کند.

33- ظرفیت اسمی (Nominal Capacity)

اگر تمامی عوامل ذیربط در جریان عبور کالا از بندر بدون وقفه و با حداکثر قدرت در طول یک شیفت‌کاری فعالیت نمایند، نتیجه کار برابر با ظرفیت اسمی خواهد بود. یعنی به عبارت دیگر منظور از ظرفیت اسمی عبارت است از میزان عملکرد سیستم، در حالتی که بدون وقفه و با حداکثر قدرت به کار ادامه دهد.

34- ظرفیت عملیاتی (Operational Capacity)

ظرفیت عملیاتی یا عملکرد واقعی بندر عبارتست از جمع توان واقعی کلیه عوامل ذیربط در جریان عبور کالا از بندر که در یک شیفت‌کاری فعالیت می‌نمایند.

35- اسکله (Berth)

پلی است که در بندرگاه از خشکی به طرف آب دریا یا رودخانه قابل کشتیرانی پیش می‌رود و کشتی‌ها را برای تخلیه محموله و یا بارگیری به آن می‌بندند.

36- تاسیسات‌بندی (Port Facilities)

به مجموعه اماکنی از قبیل انبارهای مسقف، محوطه‌های روباز، سیلوها، سردخانه‌ها، جهت دپوی کالا و ساختمان اداری جهت انجام امور بندری کشتیرانی و گمرک و صاحبان کالا، تاسیسات بندری گویند.

37- تجهیزات بندری (Port Equipment)

به کلیه وسایلی اطلاق می‌شود که جهت تخلیه و بارگیر کالاها به کار گرفته می‌شود. این تجهیزات عبارتند از:

· جرثقیل ساحلی و موبیل

· جرثقیل کانتینر، استرادل کاریر، تاپ لیفت تراک

· برج تخلیه غلات و کیسه همراه با تسمه و نقاله جهت انتقال کالا به انبارها و سیلوها

· لیفت تراک

· انواع کشنده از قبیل تراکتور، کامیون تک ماستر (نوعی کشنده است که دارای اسب و تریلی است).

38- استاندارد جهانی تخلیه کشتی‌ها

مقادیر ذیل به طور معمول در سطح جهانی برای تخلیه کشتی‌ها در هر روز تعیین گردیده است که مازاد بر آن منجر به دیسپاچ و کاهش از آن منجر به دموراژ می‌گردد.

· کالاهای عمومی یا متفرقه (جنرال کارگو) 5000 - 1000 تن در روز که میزان تخلیه آن دقیقاً بستگی به نوع بسته‌بندی کالا دارد.

· کالاهای فله تا 000/20 تن در روز

· کالاهای کانتینری 2 الی 3 دقیقه یک کانتینر به وسیله یک جرثقیل کانتینر تخلیه می‌گردد.

· کالاهای کیسه‌ای تا 5000 تن در روز.

39- انتظار نوبت در لنگرگاه Waiting Time

مدت زمان توقف کشتی از لحظه ورود به لنگرگاه تا لحظه پهلوگیری به اسکله را از زمان انتظار نوبت کشتی در لنگرگاه گویند. یعنی در واقع زمان انتظار، کل زمان بین لحظه ورود کشتی به لنگرگاه و لحظه پهلوگیری است.

40- زمان توقف در اسکله Servise time

مدت زمانی را که کشتی در پای اسکله قرار می‌گیرد تا محموله آن تخلیه یا بارگیری گردد را در زمان توقف در پای اسکله گویند. عینی در واقع کل زمان بین پهلوگیری و خروج از بندر، لازم به توضیح است که در زمان توقف در پای اسکله، ممکن است کشتی بنا به عللی قادر به تخلیه و یا بارگیری نباشد، ولی در هر صورت این مدت جز زمان توقف پای اسکله محسوب می‌شود.

41- زمان توقف در بندر Turn-Round Time

کل زمان بین لحظه ورود کشتی به لنگرگاه و خروج آن از بندر را زمان توقف در بندر گویند.

· حقوق، عوارض و هزینه‌های بندر بر کشتی‌ها در بنادر جنوبی

(کانتینری، غیرکانتینری، رو ـ رو، مسافری)

الف: حقوق و عوارض بندری به کشتی‌ها شامل موارد ذیل می‌باشد

1) حق ورود کشتی به دهانه بندر

2) حق ورود کشتی به بندر

3) حق تخلیه و بارگیری در اسکله

4) حق تخلیه و بارگیری در لنگرگاه

5) عوارض فانوس دریایی

ب: هزینه‌های بندری متعلقه به کشتی

1) هزینه‌های بندری متعلقه به کشتی (شناور)

o هزینه راهنمایی شامل:

o لنگراندازی و لنگربرداری

o هدایت کشتی

o پهلو دهی و جداسازی از اسکله

2) هزینه لایروبی

3) هزینه توقف کنار اسکله

4) هزینه یدک کشی

5) هزینه جمع آوری زباله از کشتی

6) دیماند اضافه‌کاری

اصطلاحات دریایی



A

پهلو به پهلو

ABR (Abreast):

فشار مطلقی که بر اساس صفر مطلق محاسبه می‌شود

Absolute pressure:

مطابق با قوانین گمرکی بندر

ACCCOP (According to the custom of the port):

هزینه‌هایی که به مبلغ اولیه قرارداد یا تعرفه‌ها اضافه می‌شود. مثل هزینه کانتینر، هزینه ابنار و.....

Accessorial charges:

شامل مواد خام، کارهای در جریان و محصولات تولید شده می‌باشد که باید در زمان مشخص بدون ایجاد هزینه‌های اضافی و یا ضرر و زیان مصرف شوند و یا به فروش برسند.

Active inventory:

شماره یا کدی جهت شناسایی کشتی و یا شناوری که کانتینر و یا محموله را حمل می‌کند.

Actual voyage number:

نامتصل به ساحل یا زمین و تحت کنترل باد و یا موج (سرگردان)

Adrift:

اسناد مانع پیشروی

Advance against documents:

پرداخت قسمتی از صورت‌حساب بارگیری و حمل و نقل قبل از انجام کار

Advanced Freight:

اعلانی که پس از حرکت کشتی برای خریدار بار فرستاده می‌شود. تاریخ و حرکت کشتی به همراه جزییات مسیرها، نوع بسته‌بندی، همچنین یک کپی از فاکتور برای او فرستاده می‌شود.

Advice of shipment:

کل کشتی‌های برقی

AES (All Electronic ship):

توافق‌نامه‌ای که حامل اقیانوس پیما در آن تعهد می‌شود که فضای کافی برای بار در زمان مشخص و با هزینه مشخص در کشتی فراهم کند. توافق‌نامه حمل بار

Affreightment:

رو به جلو

Afore (forward):

هزینه‌هایی که به نمایندگان به علت حضور در کشتی در مدت توقفشان در بندر پرداخت می‌شود.

Agency fees:

برای اشاره به تمام بنادری که با توجه به توافق‌نامه چارترها باید در آنها توقف کرد استفاده می‌شود.

All ends:

هزینه کلی برای جابجایی محموله از مبدا تا مقصد که شامل تمامی هزینه‌ها می‌شود.

All in:

بندی در قوانین بیمه که بار را در برابر تمام خسارات و زیان‌های وارده بیمه می‌کند (به جز خسارات عمدی)

All risk clauses:

در سیاست بیمه‌های دریایی این عبارت به معنای آن است که بار یا محموله در برابر خسارات یا زیان‌های خارجی مثل آتش‌سوزی، تصادم، سرقت و.... بیمه است. اما عیوبی مانند فاسد شدن، جوانه زدن دانه‌ها که ناشی از طبیعت و نوع کالا است، همچنین مشکلات ناشی از عدم بسته‌بندی صحیح و مناسب کالا و در آخر مشکلات ناشی از اعتصاب و جنگ و شورش‌ها و .....شامل این بیمه نمی‌شود.

All risk in surance:

گاهی اوقات وزن یک کشتی به همراه این عبارت بیان می‌شود که به معنانی آن است که ظرفیت بیان شده وزن کلی دستگاه به علاوه وزن انبارها، موجودی انبارها، آب و لوازم یدکی داخل کشتی است.

All told:

مدت زمانی که در قرارداد به انجام تعمیرات لازم بر روی تجهیزات اختصاصی داده شده بدون اینکه لیست حقوق را حذف کنند.

Allowed down time:

میزان ساعات مجاز برای بارگیری و ترخیص کالاها که به طور صریح توسط چارتر بیان شده

Allowed lay time:

در تمام مدت تخلیه بار و ترخیص بار شناور می‌ماند.

Always afloat:

تغییر، حذف، اصلاح، تجدیدنظر و یا اضافه کردن به موارد قرارداد

mendment:

حداکثر زیان مطلق

ML (Absolute maximum loss):

وزن حقیقی

MV (Actual measurement weight):

بادسنج

Anemometer:

رسیدن کالا

OG (Arrival of good):

قانونی برای منع کردن کشتی‌ها از آلوده نمودن آبها

PPS (The act to prevent pollution from ships):

منطقه جغرافیایی که کشتی کرایه‌ای در آن از حالت اجاره خارج می‌شود.

ea of hire lease:

قسمتی از کشتی

stern:

زمان دقیق ورود (کالا یا کشتی)

TA (Actual time of arrival):

مناطقی که باید از آنها دوری کرد

TBA (area to be avoided):

زمان دقیق حرکت (کشتی یاکالا)

TD (Actual time of departure):

کنترل اتوماتیک خسارات

TTODAM (Automated damage control):

شدت حقیقی (باد)

Actual velocity:

خلاف جهت وزش باد

(Against wind):


B

هزینه‌های تسویه‌ای انباری

Ac=Bunker Adjustmend charge:

هنگامی که کالاهای یک کشتی به دلیل اشتباه ارسال کننده کالا و یا دریافت کننده کالا برگشت می‌خورد هزینه حمل این بار که معمولاً بیشتر از هزینه معمول است به صاحب کشتی پرداخت می‌شود که این هزینه را Back freight

Ack Freight:

مقدار باریکه باید توزیع شود و دریافت گردد و زمان تعیین شده گذشته ـ تعداد نهایی سفارشات مشتریان که هنوز بارکشی نشد

….. log:

کشتی کانتینری

CO= Barge & container liner:

تودهی عظیمی از کالاهایی که به هم فشرده شده اند و به وسیله طناب یا سیم به هم بسته شده‌اند و آمادهی حرکت هستند.


ظرفیت مکعبی یک کشتی که بسته‌های خشک را مثل..... در بر می‌گیرد.

Capacity:

کشتی‌های درازی که یا سطح مسطح دارند و برای حمل باربر روی رودخانه‌ها استفاده می‌شود.

این بارجها قدرتمند نیستند و توسط قایق‌های یدکی کشیده می‌شوند. به بارجهای کوچکی که بار را بین کشتی و ساحل حمل می‌کنند lighte می‌گویند.

Barge:

روشی برای بار زدن اجناس داخل بارجهای بزرگ و سپس گذاشتن بارجها داخل کشتی

Barge aboard cat maran:

کشتی

Barge carriers:

محموله فله (به مقدار زیاد)

BC=Bulk cargo:

کد ویژه سازه‌ها و تجهیزات کشتی‌هایی که حامل بارهای فله‌ای شیمیایی و خطرناک هستند.

BCH code:

پهن‌ترین قسمت قایق و یا کشتی که Breadth گفته می‌شود.

Beam:

به هزینه‌هایی گفته می‌شود که باید قبل از شروع ترخیص بار کشتی پرداخت شود.

Before breaking bulk:

بارجهای مجهز به جرثقیل سنگین

BEQHC=Barge Equipped with heavy crane:

جایی که کشتی می‌تواند در آن قرار گیرد. خوابگاه کشتی

Berth:

این عبارت زمانی به کار برده می‌شود که: یک کشتی بار اضافی را جهت پر کردن فضای باقی مانده قبول می‌کند.

Berth cargo=

محموله محصور که بر روی عرشه یک بارج جهت محافظت از محموله ساخته می‌شود.

Bin: pen=cargo box:

اولین بندر کشوری که کشتی وارد آن می‌شود

Bond port=first port of call:

شروع ترخیص

Break bulk=

جهت حمل کالاهایی که به مقدار زیاد حمل می‌شوند استفاده می‌شود و حدود 70 درصد از تمام حمل و نقل‌هایی را که توسط دریا انجام می‌شود تشکیل می‌دهد.

Bulk carriers (bulkers):


C

تجارت ساحلی، کابوتاژ، تجارت از یک بندر به بندر دیگر یک کشور در امتداد ساحل

Cabotage:

کشتی ساحل نورد، کشتی‌هایی که در امتداد ساحل و روی طول و عرض جغرافیایی معینی رفت و آمد می‌کنند.

Caboteur:

قیمت کالا با کرایه حمل

CAF (Cost and freight):

ماده لغو قرارداد اجاره کشتی توسط اجاره کننده

Cancellation clause:

نقشه ظرفیت کشتی، نقشه‌ای که نحوه چیدن بار در انبارها و مخازن کشتی را نشان می‌دهد.

Capacity plan:

کشتی خودرو بر

Car carrier:

دوبه ماشین‌بار، کشتی که معمولاً به صورت دو به (باج) ساخته می‌شود و برای انتقال خودرو از یک طرف آبراه به طرف دیگر استفاده می‌شود.

Car ferry:

بار، محموله، کالا

Cargo:

دوبه حمل کالا

Cargo barge:

الوار کالا، چوبی که در داخل انبار برای جلوگیری از تماس کالا با بدنه کشتی استفاده می‌شود.

Cargo batten:

کشتی باری

Cargo ship:

تحویل کالا در روی کشتی

Cargo on board:

حمل کننده بار

Carrier:

در بیمه دریایی به خطر از دست دادن یا صدمه دیدن کالا حین عملیات تخلیه و بارگیری و نیز در زمان حمل آن گفته می‌شود که خسارت وارده متوجه حامل کالا می‌باشد.

Carrier s risk:

کشتی کانتینر بر

Cellular container ship=Cellular vessel:

گواهی (بندر) مبدا

Certificate of orgin:

اتاق بازرگانی

Chamber of commerce:

پرداخت کرایه حمل و بیمه کالا تا مقصد

CIP (Carriage and insurance paid):

بارنامه مشروط بر خلاف بارنامه غیر مشروط. در این بارنامه عباراتی که حاکی از وجود عیب و نقص در کالا و یا بسته‌بندی آن می‌باشد قید شده است.

Clean bill of lading = Claused bill of lading:

اجازه نامه گمرک برای خروج کشتی از بندر

Clearance:

قرارداد حمل (بدون ذکر نام کشتی)

COA (Contract of affeightment):

ساحل، کرانه

Coast:

کشتی کرانه پیما

Coaster:

کشتی حامل کانتینر، سوخت و فله

COB (Container / Oill/Bulk Carrier):

گیرنده بار

Consignee:

فرستنده بار، حامل کالا

Consignor:

کشتی کانتینر بر

Container Carrier:

کالای قاجاق ـ این واژه کالاهایی را که بدون پرداخت عوارض گمرکی حق وورد به کشور را ندارند نیز شامل می‌شود.

Contraband:

قرارداد باربری

Contract of crriage:

نفت خام

Crude oil:


D

محموله خطرناک

D&He:

ترخیص در حالت شناور

DA=Discharge of loot:

مبلغی که چارتر باید بعلت عدم بارگیری مقدار بار مشخص شده در قرارداد پرداخت کند.

Dead freight:

سیاستی است که صاحب یک پروژه را در برابر خسارت‌های حاصل تاخیر انجام پروژه حمایت می‌کند.

Delay in start up insurance:

تاخیر در حمل بار بنا بر درخواست خود مشتری

Delay in transitl:

هنگامی که محموله‌ای در بندری غیر از مقصد اصلی ترخیص شود از این عبارت استفاده می‌کنند.

Distance fright:

دپارتمان حمل و نقل

DOT=Department of transportaint:

مدت زمانی که یک دستگاه به دلیل اشکالات فنی قادر به کار کردن نیست

Down time:

اسناد

Dox=Document:

برنامه کنترل خسارات

DPP=Damage protection plan:

هزینه‌هایی که باید جهت حمل داخلی بار به وسیله گاری و یا کامیون پرداخت شود.

Drayage:

لایروبی = پاک کردن گل و لای و ناخالصی‌ها از سطح دریا و یا رودخانه

Dredge:


E

ضمانت اعتباری صادرات

ECG=Export Credit Guarantee:

تاریکی

ECL=Eclipse/darkness:

دستور دولتی که ورود و خروج کشتی‌های تجاری را بر بندرهایش ممنوع کرده.

Embargo:

حرکت کانتینرهای خالی

Empty repo:

محافظت محیط زیست

EPZ=Environment protection:

مناطق صادراتی

Epz=Export proicessing zones:

بیانی‌های کتبی در رابطه با خسارات وارده بر تجهیزات کشتی بر اساس بازرسی فیزی (ظاهری) تجهیزات

Equipment damgeg report:

گزارشی در مورد شرایط کانتینر

Equipement interchagne receipt:

زمانی که انتظار می‌رود کشتی برای بارگیری و یا ترخیص بار به بندر برسد.

Estimated time of arrival:

ساعت ترک بندر

Estimated time of deporture:

زمانی که کشتی آماده بارگیری است.

Estimated time of readiness:

مجوز صادراتی کشتی

DEC=Shippers Export Declaration:

عبارتی در قرارداد که حمل کننده کالا را در برابر بروز بعضی اتفاقات مسوول نمی‌داند.

mption clause:

هزینه‌هایی که باید جهت رزرو جا برای حمل کالا و ترتیب دادن مراحل حمل و نقل پرداخت شود.

Censes:


F

هزینه‌هایی که با مقدار کار تغییر نمی‌کند، بعضی از این هزینه‌ها ........ اگر محموله حمل نشود هم دریافت می‌شود.

costs:

کانتینر شناور

Con=floating container:

غیرقابل حرکت به دلیل مه سنگین

bound:

ضرر و زیان و یا تصادفی که بر اساس اتفاق بر کالاها وارد شد

uity:

ماده‌ای در سیاست‌های بیمه‌ای که عنوان می‌کند شرکت بیمه کنند در صورتی که خسارت وارد کنند از مقدار منتفی باشد مسوول خسارت نیست و اگر خسارت از آن مبلغ بیشتر باشد به طورکلی پرداخت می‌شود.

chise:

اگر عملیات یارگیری و یا ترخیص زودتر از مدت زمان توافق شود انجام شود باقی پول پس داده نمی‌شود.

despatch:

نوع قیمت‌گذاری که بر اساس آن چارتر یک کشتی مسوول پرداخت هزینه‌هایی بار کردن محموله بر کشتی است.


کشتی تحقیقاتی شیلات

V=Fisheries Research vessel:


G

مسیر حرکت کالاها و ترتیب قرار دادن کالاها در یک زنجیره

ods flow:

کالاهایی که از محل بارگیری حرکت کرده‌اند اما هنوز به محل .......... جهت ترخیص نرسیده‌اند.

ods in transit:

محموله‌های فله‌ای خاص به وسیله وسیله‌های خاص ترخیص می‌شوند جز تجهیزات کشتی و با جرثقیل‌های بندر باشند.

discharging:

ارزش نهایی کالاها و خدماتی که توسط یک کشور در طول زمان مشخص ارایه داده شده.

domestic product:

وزن کلی محموله کشتی شامل خود کالاها و بسته‌بندی آنها

weight:

هزینه‌ای که بابت مجوز لنگراندازی پرداخت می‌شود.

undage:


H

اطلاعاتی که نوع نقل و انتقال کالا را مشخص می‌کند.

aling instruction

هزینه‌ای که بابت بلند کردن وسایل سنگینی که نمی‌توان آنها را توسط بالابرهای خود کشتی بلند کرد در نتیجه از درگر بالابر استفاده می‌شود ـ پرداخت می‌شود.

Life charge:


I

...انسیون بین‌المللی خط شاهین

IELL (Internation convention on load lines):

......... منتظر بار

IDLE Tonnage=IDLE vessel:

انجمن اجاره دهندگان کانتینر

IICL (Institute of internation container lessors):

بین‌المللی کالاهای خطرناک که از صفر تا نه به وسیله سازمان بین‌المللی دریانوردی درجه‌بندی شده است.

IMDG Code (Internation maritime dangerous goods code):

.............. بین‌المللی دریا

IML (internation maritime law):

.............. سازمان بین‌المللی دریانوردی

IMO (internation maritime organization)

.............. زیان، غرامت

Indemnity:

.............. ماده قانونی در بیمه دریایی در رابطه با بهره پیش پرداخت برای ........... میزان پرداخت خسارت به بیمه‌گذار

Indemnity clause:

حق بیمه

Insurance premium=insurance charge:

........... نامه

Insurance policy:

......... بیمه‌گذار

Insured:

...............بیمه گر

Insurer:

صورت‌حساب (که در آن لیست کالا با قیمت و هزینه ارسال و یا بیمه آنها ذکر شده است)

Invoice:


J

اسکله

Jetty:

بازرسی کشتی توسط ماموران گمرک ورود کالاهای ممنوع شده توسط گمرک

Jeoque:


K

اصطلاحی که دریانوردان برای لنگر به کار می‌برند

Killick:

بر چسبی که شامل بارکد اطلاعات در مورد سایز و رنگ محصولات است

Kimbal tag:


L

بارگیری

Lading:

بستره آبی که کاملاً و یا نستباً توسط صخره‌های مرجانی احاطه شده

Lagoon:

عیب و نقصی که در کشتی است اما در ظاهر کشتی مشخص نیست

Latent defect:

مدت زمانی که در توافقنامه‌ی چارترها صاحب کشتی را جهت بارگیری آماده کند.

Lay day:

کمتر از بار کانتینر

LCL/=less than container load

بار کامل کانتینر

FCL/=Full container load:

وسیله بارگیری

LI: loading instrume nt:

نوع قایق یدک کش که در قسمت یدک کش آن بارج وجود ندارد

Light boot:

خط آبی که کشتی به صورت خالی (بدون حمل بار) از آن عبور می‌کند.

Light lood line:

وزن کشتی بدون محاسبه وزن محموله سوخت، آب و کالاهای داخل انبار

Light ship

هزینه‌ای که بابت حمل بار توسط کشتی‌باری کوچک و یا دو بر باید پرداخت شود.

Lighterage:

وزن یک کشتی خالی که فقط شامل تجهیزات، قطعات یدکی لازم و ماشین‌آلات مایعات لازم برای کار انداختن سیستم می‌باشد است و شامل مایعات موجود در تانکرهای انبار و خدمه نیست

Light weight:

کانتینر مایع

Liquitainare liquid container:

محموله‌ای که بار آن حیوانات زنده می‌باشد مثل اسب، گاو، گوسفند و مرغ و خروس

Live stock:

خطی بر روی بدنه کشتی که حداکثر مقدار فرو رفتن کشتی در آب را هنگام حمل بار نشان می‌دهد

Load live= mark:

فانونس دریایی

LTH=Light house:


M

تعمیر و نگهداری

M & R=maintenance and Repair:

خطرات دریایی و جنگلی

M & W= marine and war risks:

شعبه بررسی تصادفات دریایی

MAIB=marine accident investigation branck:

اولین سفر یک کشتی و یا هواپیما پس از تحویل به صاحب آن

Maiden trip/voyage:

مرحله اول حرکت محموله از مبدا تا مقصد نهایی

Main carriage:

سطحی که نام و آدرس سازنده‌ی کانتینر و دیگر مشخصات کانتینر بر روی آن ثبت شده

Manu facturers plate:

جایی که کشتی‌ها می‌توانند در آنجا توقف کنند می‌توانند نفت، آب و دیگر خدمات را دریافت کنند.

Marina:

سیستم تعمیر و نگهداری

MARS=Maintance and Repair system

فرآیندهای بارگیری، تخلیه بار و حمل بار و.....

Materials Handling:

کمیته محافظت از محیط زیست دریایی

MEPC=marine Enviorument protection container:

عبارتی در بارنامه که حداقل هزینه بارگیری را مشخص می‌کند. می‌تواند ثابت باشد و یا بر حسب تناژ کالاها متغیر باشد.

Minimum bill of lading:

کم‌ترین هزینه‌ای که می‌توان برای حمل یک کالا با کشتی برآورد گردد

Minimum charge:

حفظ کردن کشتی در موقعیتی به وسیله دو با تعداد بیشتری لنگر و کامل وصل کردن کشتی به یک یا چند بویه

Moor:

اطلاعات امنیتی دریایی

MSL=Martime safety in Formation:

امنیت و حفاظت دریایی

MSS=Maritimes safety & security:

حمل کالا به وسیله حداقل دو وسیله حمل و نقل متفاوت

Multiomdal transport:

کشتی که برای حمل چند نوع محصول متفاوت طراحی شده مثل محموله‌های عادی، فله، سنگین و محموله‌های کانتینری

Multipurpose:


N

بدون نقص ظاهری

NAD=No apparent Deferct:

بر چسبی که ملیت یک کشتی را نشان می‌دهد

National flag:

کاهش وزن طبیعی محموله در صورتی که محموله مایع باشد این عبارت مصادف است با تراوش مقدار کمی از محصول اگر محموله جامد باشد شامل از بین رفتن و خشک شدن رطوبت بر اثر تغییرات دمایی

Natwral loss:

دریایی

NAUT=Nautical:

دفتر حمل و نقل

NCB=Notional cargo bureau:


NCOB=No cargo on board

بدون تخفیف ـ مقطوع

ND= no discount:

وزن خالص وسیله نقلیه بدون بار آن

NDW=Net Dead Weight:

خسارت و آسیب‌هایی وارده بر اثر بی‌احتیاطی ایجاد شده‌اند کشتی‌های باری که فقط یک نوع کالا را حمل می‌کند مثل ماشین، الوار و یا آهن‌الات

Negligence:

وزن (تناژ) محموله‌ای که یک کشتی می‌تواند بار کند که پس از شناور شدن در آبهای شود تا خط ارتفاع بار تا سیتانی در آب فرو رود

Net capacity=cargo carrying capacity cargo dead weight useful dead weight:

وزن یک وسیله حمل و نقل خامی به علاوه تمام متعلقات (ضمایم) دایمی آن

Net tare weight:

هنگامی که در طول دوره‌ی تعمیر کشتی قطعات کهنه و آسیب دیده توسط قطعات نو سالم جایگزین می‌شوند کاهش در مبلغ سند بیمه دریایی بدلیل بهبود وضعیت کشتی ایجاد می‌شود

New for old:

شرکت ملی نفت ایران

NIOC:

در انبار موجود نیست

NIS=not in stock:

اتحادیه ملی دریایی

NMU= Notional MNaritime Union:

محموله‌ای که در کشتی جا رزور کرده بود اما تا زمان حرکت کشتی برای بارگیری در بندر حاضر نبود.

No show:

هزینه عمومی حمل و نقل کالا بدون هیچ گونه وزن خالص

….charge:

وزن خالص

weight:


O

حمل و نقل دریایی و راه آهن

Ocean and Rail (transport):

سازمان تجهیزات اولیه

Original Equipment manufacturers:

نفت سوختنی

fuel:

ترخیص محموله از یک کشتی


هنگامی که مشخصات کالا با مشخصاتی که توسط مشتری ...... شود همخوانی ندارد


فاصله تا ساحل


بر روی سطح آب / دور از خشکی


کشتی که برای حمل بار فله‌ای جامد و یا مایع طراحی شده

……. Our vessel:

کتاب و یا شرح روزانهای که توسط صاحب تانکر نفتی نگهداری می‌شود و در آن تمام اطلاعات راجع به ترخیص نفت و..... ثبت .............

cord book:

حمل کالاها (کانتینرها) پس از ترخیص آنها از کشتی توسط هر وسیله حمل و نقل از بندر به محل توزیع کالاها

rning:

قسمتی بر روی صورت‌حساب بارگیری که نشان می‌دهد محموله روی عرضه غیر مستقف کشتی قرار داشته


سیستم قیمت‌گذاری که تغییر ناپذیر است و تابع تصمیمات کنفرانس‌ها


هنگامی که چارتر نه نوع محموله و نه بندر مقصد را مشخص

charter:

محموله‌ای که مقصد آن در هنگام رزرو کشتی مشخص نیست در طول مدت حمل کالا مقصد محموله مشخص نیست

cargo:

بندری که مشخص نیست آیا یک کشتی در مدت زمان سفرش آنجا توفق می‌کند یا خیر

port:

شکستن محموله‌های شکننده که معمول بودن این شکستن‌ها ....... را اجتناب‌ناپذیر کرده

Inary breakage:

کانتینر روباز

Open top container:

محموله‌ای که عرض آن از حد معمول بیشتر

Width cargo:


P

محرمانه و خصوصی

private and confldential:

کانتینری که عمل بسته‌بندی کالاها در داخل آن انجام می‌شود


اندازه‌گیری که بر اساس هزینه حمل بار پرداخت می‌شود.

……… weight:



پرداخت

PAYT=payment:

هزینه‌ای که بر اساس قیمت‌های روزانه تعیین می‌شود

Perdiem:

خلیج فارس

PG=Persian gulf:

برداشت کالا از انبار و بسته‌بندی آن طبق شرایط درخواستی مشتری

Pick and pack:

نام و آدرسی که مشخص می‌کند کالا در کجا جمع‌آوری و بار کشتی شده است.

Placed of dispatch:

یک سری خط افقی که با توجه به فصل‌های سال و نوع آب‌ها (آب‌شیرین و شور) بر روی بدنه کشتی کشیده شده‌اند و سطحی را که باید بیرون از آب باشد تا تعادل کشتی حفظ شود نشان می‌دهد این سطح با توجه به فصل‌ها و نوع آبی که کشتی بر روی آن شناور است تغییر می‌کند.

Plimsoll mark:

بندر ترخیص کالا

POD=Port of Discharge:

سیستم اخطار آلودگی

POLREP=Pollution Reporting System:

مجوزی جهت استفاده از یک بندر

Poatique:


Q

ضمانت کیفیت

QA: Quality Assurance:

مقدار کمیت

Quty=quatity:

مقدار باری که در طول یک دوره بدون محدودیت می‌توان وارد کرد.

Quota:


R

هزینه یک سیستم حمل و نقل / مبلغ

Rate:

برچسبی که بر روی بسته کالاهای قابل اشتعال می‌زنند

Red latel:

کشتی

Reefer:

محموله‌ای که نیاز به کنترل دما دارد

Reefes cargo:

انتقال کانتینرها از یک کشتی به کشتی دیگر هنگامی که هر دو کشتی تحت کنترل یک شبکه هستند.

Relay:

نمایندگی

REP=representative:

ثبت کشتی‌ها

ROS=register of shopping


S

جهت حمل کالا و مسافر استفاده می‌شوند

SHIPS:

1. troop-ships:

این کشتی‌ها جهت حمل محموله‌های جامد و مایع به کار می‌روند

(a) freighters (cargo ships):

زمانی بسیار رایج و محبوب بودند اما امروز به تعداد محدود ساخته می‌شوند. ظرفیت آنها به طور متوسط 6000 - 4000 تن می‌باشد. کالای عمومی شامل کالاهای بسته‌بندی شده (جعبه، پاکت، گونی....) و یا بسته‌بندی نشده (لوله، آجر، سیم و....) می‌باشد.

General-cargo ships:

در این کشتی‌ها کالا با دقت و شرایط خاص و با توجه به نوع آن توزیع می‌شود.

Spe cialized ships:

این نوع کشتی مواد غذایی فاسد شدنی مثل میوه، سبزیجات، گوشت و ماهی را حمل می‌کند و ظرفیت آنها 12000 - 8000 تن می‌باشد و با سرعتی بیشتر از سرعت کشتی‌های حمل کالای عادی حرکت می‌کنند

Reefer:

کشتی‌های با یک عرشه (یک طبقه) که مخصوص حمل تیر آهن و الوار می‌باشد و ظرفیت آن 000/20 - 5000 تن است.

Timber carriers:

ظرفیت متوسط آن 15000 - 8000 تن می‌باشد. این کشتی‌ها به صورت کشتی‌های باری ـ واحدی طبقه‌بندی شده‌اند زیرا بار آنها به صورت جعبه‌های خیلی بزرگ که سایز استانداردی دارند حمل می‌شود.

Containerships:

محموله داخل کانتینرهای شناور حمل می‌شود که ظرفیت آن 1050 - 375 تن است. این نوع کشتی به تنهایی نمی‌تواند بر روی آب حرکت کند و باید توسط یدک‌کش به کشتی متصل شود.

Barge-carrying ships:

برای حمل و نقل وسایل موتوری و تجهیزات چرخ‌دار استفاده می‌شود. شکل این کشتی مثل یک جعبه است. این نوع کشتی‌ها حدود 2 تا 6 عرشه دارند و مانند یک پارکینگ بزرگ می‌باشند.

Ro-ro:


T

حمل و نقل صادرات

Tand E: Transportation and expotaltion:

جهت و مسیر حرکت یک کشتی

Tack:

گزارشی از مقدار باری که ترخیص شده است

Tally:

بارج رودخانه‌ای که جهت حمل بارهای فلزی مایع طراحی شده است.

Tank bargo:

مواد ضد آب

Tarpaulin:

هر گونه محموله‌ای که حمل آن نیاز به کنترل دما داشته باشد

Temperaature controlled cargo:

تاریخ و زمان پرداخت وجه یک حواله

Tenor:

کانتینری با دیوارها، سقف و کف عایق که خروج گرما از درون کانتینر به خارج به حداقل رسیده است.

Thermal coutainer:

حرکت کانتینرها بین ترمینال‌ها و ایستگاه‌های حمل کانتینری و یا انبارهای کانتینری

Tunking:

در حمل و نقل دریایی به مدت زمان بین رسیدن یک کشتی به بندر وترک دوباره بندر می‌گویند

Turnaround:


U

تا اطلاع بعدی

UFU: Until futher notice:

کالاهایی که به علت نوع آنها و شرایط آنها نمی‌توان آنها را با کانتینر حمل کرد و در نتیجه باید حمل آنها از راه‌های دیگری به جز حمل با کانتینر انجام داد.

Uncontainerable goods:


V

سیستم بسته‌بندی که هوا و رطوبت داخل کالا را می‌کند. این کار سایز

کالا را کمتر می‌کند و می‌توان کالاهای بیشتری را بسته‌بندی کرد.

Vacuum packing:

عبارتی جهت بسته‌بندی کالا در کانتینر

Van niug:

خریدار

Vendee:

فروشنده

Vender:

محموله خیلی مهم

VIC=Very important cargo:

هزینه‌ای برای حمل کالا بر اساس حجم آنها

Volume charge:

با کیفیت ویژه

VSQ=Very Special Quality:


W

حمل و نقل آبی و ریلی

WR=water and Rail transportation:

انبار

Warehouse:

روزهایی که بارگیری وتخلیه بار در طول هفته به خاطر هوای بد تعطیل نیست

Weather working days:

محموله‌ای که هزینه حمل آن بر اساس وزن آن تعیین می‌شود.

Weight cargo:

تمام سطح خارجی یک کشتی که در تماس با آب است

Welted surface:

بدون اطلاع قبلی

WFN: without further notice:

سرعت باد

WS: wind speed:

سازمان تجارت جهانی

WTO: World Trade Organization

آب و هوا

WX: weather:


Z

مشخصات منطقه‌‌ای

ZD: zone description:

ساعت استاندارد منطقه

ZST: zone standard time


:


1- شماره بارنامه

1- B/L NO

2- نام و آدرس حامل

2- Carrier Address

3- نام و آدرس فرستنده کالا

3- Shipper Address

4- نام و آدرس گیرنده کالا

4- Consignee Address

5- نام و آدرس طرف ابلاغ شونده

5- Notify Address

6- نام یا شماره وسیله حمل

6- Vessel S Name / Truck No.

7- شماره سفر / شماره پرواز

7- Voyage No. / Flight No.

8- نام مبدا بارگیری یا دریافت کالا

8- Place Of Loading

9- نام مقصد یا تحویل کالا

9- Place Of Delivery

10- مشخصات کالا

10- Specifications

11- تعداد بسته‌ها و نوع بسته‌بندی

11- Numbers And Kinds

12- شرح کالا

12- Description Of Goo

13- وزن ناخالص کالا

13- Gross Weight

14- ابعاد کالا

14- Dimensions

15- نحوه پرداخت کرایه حمل

(پیش پرداخت یا پرداخت در مقصد)

15- Payment

16- تعداد نسخه‌های اصلی صادر شده

16- Number Of Origina

17- تاریخ حمل و تاریخ صدور بارنامه

17- Date Of Issue And Transport

18- شماره اعتبار اسنادی، ثبت سفارش

18- L/C No.

19- امضای حمل کننده یا نماینده مجاز وی

19- Signature Of Carrier


انواع بارنامه رایج در حمل و نقل

نوع بارنامه با توجه به نوع وسیله مورد استفاده معین می‌شود. به عبارت دیگر، با توجه به این که کالاهای مختلف، با وسایل گوناگون حمل می‌شود، از بارنامه‌های متفاوتی استفاده می‌شود، که رایج‌ترین آنها به شرح زیر است:

1ـ بارنامه دریایی: حمل با کشتی Ocean /marine Bill Of Lading

2ـ راه‌نامه (بارنامه) هوایی: حمل با هواپیما Airway Bill

3- راه‌نامه (بارنامه) راه آهن: حمل با قطار Railway Bill

4- راه نامه (بارنامه): حمل با کامیون CMR/TRUCK Way Bill

5ـ بارنامه سراسری: حمل با کامیون ـ قطار ـ کشتی Through Bill Of Lading

6- بارنامه حمل مرکب فیاتا: Combined Transport Bill Of Lading

حمل با کامیون ـ قطار ـ کشتی

اگر سند حمل، قابل انتقال بود و به عنوان سند مالکیت محسوب شود، بارنامه نامیده شده و اگر این ویژگی را نداشته باشد، راه‌نامه می‌نامند مانند اسناد حمل هواپیما و راه آهن و حمل با کامیون که CMR است. توضیح آن که امروزه، اصطلاح بارنامه برای حمل هوایی و راه آهن و کامیون نیز به کار برده می‌شود.

قرارداد اجاره کشتی و انواع آن

قرارداد اجاره کشتی / چارتر پارتی Charter Party

قرارداد اجاره کشتی سندی است که بین مالک کشتی (یا نماینده مجاز او) و اجاره کننده منعقد می‌گردد و در آن شرایط اجاره کشتی همراه با خدمه برای مدتی معین یا برای کی یا چند سفر بین بنادر مشخص، قید و یا به موجب آن، شرایط واگذاری کشتی بدون خدمه برای مدت مقرر در قرارداد تعیین می‌شود. در قرارداد احاره کشتی با توجه به نوع آن از جمله قید تمام یا بخشی از اطلاعات زیر لازم است: اطلاعات مربوط به مالک و اجاره کننده کشتی، اسم کشتی، مشخصات و ظرفیت آن، مشخصات بار و مقدار آن، بنادر یا محل‌های بارگیری و تخلیه، نرخ کرایه یا اجاره بها، زمان، مکان، نوع پول و نحوه پرداخت کرایه یا اجاره بها، مدت مجاز برای بارگیری و تخلیه کالا (ضمن مشخص کردن این امر که تعطیلات و روزهای کاری که مثلاً هوا نامساعد است چگونه در قالب این مدت محاسبه گردد یا در صورت تاخیر در انجام بارگیری یا تخلیه یا تسریع در این کار خسارات معطلی کشتی ـ دموراژ ـ یا بر عکس پاداش تسریع در بارگیری یا تخلیه ـ دیسپاچ ـ چگونه تعیین شود) و سرانجام تعهدات مالک کشتی و اجاره کننده.

به طور کلی دو نوع قرارداد اجاره کشتی وجود دارد. یکی اجاره کشتی همراه با خدمه و دیگری اجاره کشتی بدون خدمه که به آن اجاره در قالب واگذاری Charter by demise گویند.

الف) اجاره کشتی همراه با خدمه:

در این نوع اجاره، مالک کشتی با اجاره کننده توافق می‌نماید که برای حمل کالاهای وی یا کالاهایی که از طرف او بارگیری می‌شوند، کشتی را همراه با خدمه اش برای این منظور در اختیار اجاره کننده قرار دهد. این نوع قراردادها خود به دو گروه تقسیم می‌شوند: قرارداد اجاره زمانی و اجاره سفری.

1ـ قرارداد اجاره زمانی Time Charter Party

در این نوع قرارداد، کشتی برای مدتی معین اجاره داده می‌شود و مدت اجاره با توجه به نیازهای اجاره کننده و توافق مالک ممکن است چند ماه یا حتی چند سال باشد. البته گاه اجازه تمدید مدت قرارداد برای دوره‌ای معین به اجاره کننده داده می‌شود تا در صورت انقضای مدت، اجاره کننده بتواند قرارداد را برای دوره تعیین شده تمدید نماید.

در اجاره زمانی تمام ظرفیت کشتی در اختیار اجاره کننده قرار می‌گیرد تا طی مدت اجاره، به حمل بار از هر بندری به بندر دیگر مشغول شود و یا فقط بین دو یا چند بندر مشخص رفت و آمد کند.

تعهدات و مسوولیت‌های مالک و اجاره کننده کشتی در قرارداد اجاره زمانی:

مالک کشتی متعهد است کشتی را به گونه‌ای آماده برای دریانوردی، در زمان و مکان تعیین شده در اختیار اجاره کننده قرار دهد، در غیر این صورت اجاره کننده می‌تواند به خاطر تخلف مالک کشتی قرارداد را فسخ کرده و مطالبه خسارت نماید. به علاوه مالک کشتی باید کشتی را بیمه کند و دستمزد خدمه کشتی را که در استخدامش قرار دارند، بپردازد. هزینه تامین آذوقه برای خدمه، تعمیر و نگهداری کشتی و تهیه گواهی‌های مختلف کشتی بر عهده مالک است. در مقابل، اجاره کننده علاوه بر اجاره بها، به طور معمول باید مخارج سوخت کشتی در دریا و بندر را بپردازد. هزینه‌های مربوط به عوارض بندری و فانونس دریایی، عبور از کانال، اجاره یدک کش و هر نوع مالیات و عوارض متعلق به کالا بر عهده اجاره کننده است. به علاوه، در این نوع قرارداد، اجاره کننده معمولاً ترتیبات بارگیری و تخلیه کالا را فراهم و هزینه‌های مربوط را پرداخت می‌کند.

چنان چه کشتی بر اثر شکستگی، نقص فنی یا حادثه‌ای از حرکت باز ایستد، برای زمان تلف شده اجاره تعلق نمی‌گیرد، ولی برای اوقات دیگر اجاره بها باید به طور کامل پرداخت شود، اعم از این که کشتی پر یا خالی بوده، سفر خود را به انجام رسانده یا نرسانده باشد.

2ـ قرارداد اجاره سفری Voyage Charter Party

در این نوع قرارداد مالک کشتی موافقت می‌کند کالای معینی را بین بنادر یا بعضاً در محدوده‌ای مشخص حمل نموده و در ازا آن مبلغی به عنوان کرایه دریافت نماید، این مبلغ بر اساس وزن محموله یا در صورت حجیم بودن بر اساس حجم آن محاسبه می‌گردد. اگر مالک کشتی از میزان دقیق باری که قرار است حمل کند اطلاع نداشته باشد، طرفین ممکن است در مورد مبلغ مقطوعی به عنوان کرایه توافق کنند.

در اجاره سفری کشتی نیز همانند اجراه زمانی، خدمه و به طور کلی مدیریت کشتی در اختیار مالک باقی می‌ماند.

در قرارداد اجاره سفری دو نوع اجاره وجود دارد:

1ـ اجاره کشتی برای یک سفر 2ـ اجاره کشتی برای سفرهای متوالی

در مواردی که محموله معادل یا کمتر از ظرفیت حمل کشتی باشد، می‌توان آنرا طی یک سفر حمل کرد.

چنان چه محموله بیش از ظرفیت حمل کشتی برای یک نوبت باشد، قرارداد اجراه برای سفرهای متوالی تنظیم می‌گردد. این نوع قرارداد اجاره سفری در فاصله دو تاریخی که تعیین می‌شود، یعنی تاریخ آغاز نخستین سفر و تاریخ پایان آخرین سفر معتبر است.

تعهدات و مسوولیت‌های مالک و اجاره کننده کشتی در قرارداد اجاره سفری:

مالک کشتی متعهد است کشتی موضوع اجاره را به گونه‌ای آماده برای دریانوردی در اختیار اجاره کننده قرار دهد. البته ماهیت این تعهد به شرایط سفر دریایی بستگی پیدا می‌کند. چنان چه عیبی در آغاز سفر در کشتی ظاهر گردد و این عیب ظرف مدت معقولی قابل رفع نباشد، اجاره کننده می‌تواند قرارداد را فسخ کند.

هزینه‌هایی از جمله دستمزد خدمه، تعمیر و نگهداری کتشی و تامین آذوقه و سوخت و همین طور عوارض بندری و معمولاً مخارج بارگیری و تخلیه کالا طبق شرایط(Liner Terms Gross Chart er) بر عهده مالک کشتی است.

در مقابل، اجاره کننده علاوه بر پرداخت کرایه باید بار بدون خطری را در کشتی بارگیری نماید و این کار را طی مدت مجاز Laytime به انجام رساند، در غیر این صورت باید خسارت معطلی کشتی را بپردازد در صورت اجاره تمام کشتی، پرداخت کرایه مربوط به ظرفیت استفاده نشده Dead freight نیز بر عهده اجاره کننده می‌باشد. از سوی دیگر، این نوع قرارداد اجاره کشتی معمولاً متضمن شرطی برای فسخ در صورت تاخیر کشتی است، بدین معنی که اگر کشتی بیش از مدتی که در قرارداد تعیین شده است تاخیر کند، به اجراه کننده این اختیار داده می‌شود که اجاره را فسخ نماید.

در قرارداد اجاره سفری، به محض بارگیری کالا، مالک کشتی متعهد است آن را به مقصد حمل کند. مسوولیت اجاره کننده در مقابل کالا و کشتی از لحظه بارگیری تمام می‌شود. چنان چه در قرارداد اجاره کشتی نام بندر تخلیه ذکر شده باشد، مالک کشتی به طور معمول متعهد است رهسپار آنجا گردد، اما اگر از هیچ بندری صراحتاً ذکری به میان نیامده و صرفاً به محدوده‌ای (مثلاً یک بندر اروپایی) اشاره شده باشد، اجاره کننده باید بندر بی‌خطری را در محدوده مزبور تعیین نماید.

ب ـ اجاره کشتی بدون خدمه یا اجاره در قالب واگذاری:

در این اجاره مالک کشتی با اجراه کننده توافق می‌نماید که کشتی را همراه با وسایل ولی بدون خدمه برای مدتی معین به نرخی که معمولاً برحسب ظرفیت حمل، عمر و سرعت کشتی تعیین می‌شود، در اختیار اجاره کننده قرار دهد. به همین دلیل اجاره در قالب واگذاری را اجاره کشتی لخت Bareboat Charter – Party گویند.

طبق این نوع قرارداد، اجاره کننده مدیریت کامل کشتی را در دست می‌گیرد و درست همانند مالک آن عمل می‌کند، با این تفاوت که نمی‌تواند در هیچ یک از قسمت‌های کشتی تغییراتی فیزیکی به وجود آورد یا کالاهای قاچاق حمل کند یا به نقاطی سفر نماید که مالک کشتی سفر به آن نقاط را مستثنی کرده است.

کلیه هزینه‌های مربوط به خدمه، سوخت تعمیرات و نگهداری کشتی و همین طور تامین آذوقه بر عهده اجاره کننده است، زیرا مالک در این نوع قرارداد، مدیریت کشتی را برای مدت اجاره از دست می‌دهد و صرفاً دریافت کننده اجاره بها است. بنابراین در چنین قراردادی اجاره کننده است که به عنوان حمل کننده در برابر مالکان کالاها (در صورتی که کالاهای دیگران را حمل کند) مسوولیت می‌یابد. تعهدات مرسوم در این نوع قرارداد اجاره کشتی مانند تعهد مالک به تهیه کشتی آماده برای دریا نوردی یا تعهد اجاره کننده به جبران خسارات وارده به کشتی در مدت اجاره، بستگی تام به شرایطی دارد که طرفین در قرارداد اجاره مشخص می‌سازند.

یک قرارداد اجاره کشتی شامل نکات زیر است:

ـ اسم کشتی، مشخصات و ظرفیت آن

ـ مشخصات و مقدار بار

ـ بنادر یا محل‌های بارگیری و تخلیه

ـ نرخ کرایه

ـ چگونگی، زمان، مکان و نوع ارز پرداختی برای کرایه

ـ زمان مجاز برای بارگیری و تخلیه. این زمان چه موقع و تحت چه شرایطی آغاز می‌شود و خاتمه می‌یابد و این که آیا اوقات استثنایی (مانند روزهای کاری که هوا مساعد نباشد یا تعطیلات و غیره) باید منظور گردد یا نه. در صورت وجودف خسارت قصور در انجام بارگیری یا تخلیه ظرف مدت مقرر (خسارت معطلی کشتی) یا پاداش تسریع در بارگیری و تخلیه در مدتی کمتر.

برخی نکات مهم در یک قرارداد اجاره کشتی که اجاره کننده باید توجه ویژه‌ای نسبت به آنها مبذول دارد عبارتند از:

ـ مقدار: ماده مربوط به داشتن اختیار برای افزایش یا کاهش (بار)

ـ نرخ کرایه: تصریح این امر که هزینه بارگیری و تخلیه (شامل بارگیری / تخلیه، بارچینی / صفافی و غیره) بر عهده اجاره کننده است یا مالک کشتی

ـ بنادر بارگیری و تخلیه: تعداد و محل

ـ تاریخ‌های بارگیری: آغاز و انقضای تاریخ‌ها و مدت لازم برای ارسال اطلاعیه: مواد مربوط به پاداش تسریع در تخلیه و بارگیری و خسارت معطلی کشتی

ـ پرداخت: نوع پول و برنامه پرداخت

به منظور پاسخگویی به نیازهای خاص، شرایط خاص و منحصر به فردی را می‌توان مورد مذاکره قرار داد.

اینکوترمز EXW

Ex Works (… named place)

تحویل در محل کار (....محل تعیین شده)

(«تحویل در محل کار» به معنای آن است که فروشنده کالا را در محل خود کارگاه، کارخانه، انبار و غیره) در اختیار خریدار قرار می‌دهد و همین جا وظیفه‌اش به پایان می‌رسد. به خصوص وی مسوولیتی در مورد بارگیری کالا بر روی وسیله نقلیه‌ای که خریدار فراهم کرده یا ترخیص کالا برای صادرات ندارد مگر آن که جز این توافق شده باشد. خریدار کلیه هزینه‌ها و خطرات ناشی از بردن کالا از محل کار فروشنده به مقصد مورد نظر را متحمل می‌شود لذا این اصطلاح بیان‌گر حداقل تعهد برای فروشنده است.

این اصطلاح نباید هنگامی که خریدار قادر نیست به طور مستقیم یا غیر مستقیم تشریفات صادرات را انجام دهد مورد استفاده قرار گیرد در چنین شرایطی باید از تحویل به حمل کننده استفاده شود.

FCA

Free Carrier(… named place)

تحویل به حمل کننده (... محل تعیین شده)

«تحویل به حمل کننده» به معنای آن است که تعهد فروشنده به تحویل، هنگامی که وی کالا را برای صدور از گمرک ترخیص و در محل یا نقطه تعیین شده در اختیار حمل کننده‌ای می‌گذارد که خریدار تعیین کرده است به اتمام می‌رسد. اگر نقطه دقیقی از سوی خریدار مشخص نشده باشد فروشنده می‌تواند نقطه‌ای را در محل یا محدوده‌ای که کالا در اختیار حمل کننده قرار خواهد گرفت انتخاب کند.

FAS

Free Alongside Ship (…named port of shipment)

تحویل در کنار کشتی (. . . بندر بارگیری تعیین شده)

«تحویل در کنار کشتی» به معنای آن است که وظایف فروشنده در مورد تحویل هنگامی به پایان می‌رسد که کالا در بندر بارگیری تعیین شده روی اسلکه یا دوبه‌ها قرار گیرد. یعنی آن که از این لحطه به بعد خریدار باید کلیه هزینه‌ها و مسوولیت فقدان یا خسارت وارده به کالا را تقبل کند.

در اصطلاح FAS خریدار ملزم به ترخیص کالای صادارتی است. هنگامی که خریدار نمی‌تواند به طور مستقیم یا غیر مستقیم تشریفات صدور را انجام دهد این اصطلاح را نباید به کار برد.

FOB

Free On Board (… named port of shipment)

تحویل روی عرشه (....بندر بارگیری تعیین شده)

«تحویل روی عرشه» به معنای آن است که وظیفه فروشنده در مورد تحویل کالا هنگامی به پایان می‌رسد که کالا در بندر حمل تعیین شده از نرده کشتی گذشته باشد. یعنی این که از این نقطه به بعد خریدار باید کلیه هزینه‌ها و مسوولیت فقدان یا خسارت وارده به کالا را تقبل کند.

اصطلاح FOB فروشنده را به ترخیص کالای صادراتی ملزم می‌کند این اصطلاح را فقط می‌توان برای حمل دریایی یا آب‌راه داخلی به کار برد. در مواقعی که نرده کشتی کاربرد عملی ندارد از قبیل حمل با کشتی‌های رو ـ رو با کانتینریه کار بردن اصطلاح FCA «تحویل به حمل کننده» مناسب‌تر است.

CFR

Cost and Freight (… named port of destination)

هزینه و کرایه حمل (... بندر و مقصد تعیین شده)

«هزینه و کرایه حمل» به معنای آن است که فروشنده باید هزینه‌ها و کرایه حمل مورد نیاز برای آوردن کالا به بندر مقصد تعیین شده را بپردازد، ولی مسوولیت فقدان یا خسارت وارده به کالا همچنین هر گونه مخارج اضافی ناشی از حوادث بعد از تحویل روی عرشه، از زمانی که کالا از نرده کشتی در بندر بارگیری می‌گذرد از فروشنده به خریدار منتقل می‌شود.

اصطلاح CFR فروشنده را ملزم می‌سازد که کالا را برای صدور ترخیص کند این اصطلاح را فقط برای حمل دریایی و آب‌راه داخلی می‌توان به کار برده در مواقعی که نرده کشتی کاربرد عملی نداشته باشد، مثل مواقع حمل با کشتی‌های رو ـ رو یا کانتینر، استفاده از اصطلاح CPT (کرایه حمل پرداخت شده تا) مناسب‌تر است.

CIF

Cost, Insurance and Freight(… named port of destination)

هزینه، بیمه و کرایه حمل (... بندر مقصد تعیین شده)

«هزینه، بیمه و کرایه حمل» به معنای آن است که فروشنده وظایفی شبیه به CFR (هزینه و کرایه حمل) دارد، مضاف بر این که باید برای خطراتی که خریدار را در مورد فقدان یا خسارت وارده بر کالا در خلال حمل تهدید می‌کند بیمه دریایی تهیه کند فروشنده قرارداد بیمه را منعقد می‌کند و حق بیمه را می‌پردازد.

خریدار باید توجه داشته باشد که تحت اصطلاح CIF فروشنده فقط ملزم به گرفتن حداقل پوشش بیمه‌ای است اصطلاح CIF فروشنده را ملزم به ترخیص کالا برای صدور می‌کند این اصطلاح را فقط می‌توان برای حمل دریایی و آب‌راه داخلی به کار برد. در مواقعی که نرده کشتی کاربرد عملی نداشته باشد از قبیل حمل کالا با کشتی‌های رو ـ رو با کانتینر استفاده از اصطلاح CIP (حمل و بیمه پرداخت شده) مناسب‌تر است.

CPT

Carriage Paid To (… named place of destination)

کرایه حمل پرداخت شده تا (... مقصد تعیین شده)

«کرایه حمل پرداخت شده تا» به معنای آن است که فروشنده کرایه حمل کالا تا مقصد تعیین شده را می‌پردازد. مسوولیت فقدان یا خسارت وارده بر کالا، همچنین هر گونه هزینه‌های اضافی ناشی از حوادثی که برای حمل کننده رخ می‌دهند از زمانی که کالا تحت نظارت حمل کننده در آمد از فروشنده به خریدار منتقل می‌شود.

«حمل کننده» یعنی هر شخصی که اجرا یا فراهم کردن مقدمات اجرای حمل از نوع راه آهن، جاده‌ای، دریایی، هوایی، آب‌راه داخلی، با حمل مرکب را در یک قرارداد حمل تعهد می‌کند.

در صورتی که از حمل کنندگان دیگری هم برای حمل کالا به مقصد توافق شده استفاده شود، با تحویل کالا به اولین حمل کننده مسوولیت از فروشنده به خریدار منتقل می‌شود این اصطلاح را می‌توان برای هر نوع حملی از جمله حمل مرکب به کار برد.

CIP

Carriage and Insurance Paid to (… named place of destination)

کرایه حمل و بیمه پرداخت شده تا (... محل تعیین شده در مقصد)

«کرایه حمل و بیمه پرداخت شده تا» به معنای آن است که فروشنده وظایفی شبیه به مورد اصطلاح (کرایه حمل پرداخت شده تا) را دارد به اضافه این که باید برای خطراتی که طی مدت حمل خریدار را از حیث فقدان یا ورود خسارت به کالا تهدید می‌کند نیز بیمه محموله تهیه کند. فروشنده قرارداد بیمه را منعقد می‌کند و حق بیمه را می‌پردازد.

خریدار باید توجه داشته باشد که تحت اصطلاح CIP فروشنده فقط ملزم به گرفتن حداقل پوشش بیمه‌ای است اصطلاح CIP فروشنده را ملزم به ترخیص کالا برای صدور می‌کند، این اصطلاح را می‌توان برای هر نوع حمل از جمله حمل مرکب به کار برد.

DAF

Delivered At Frontier (…named place)

تحویل در مرز(... محل تعیین شده)

«تحویل در مرز» به معنای آن است که وظیفه فروشنده در مورد تحویل کالا هنگامی به پایان می‌رسد که کالا را برای صدور ترخیص کند و در نقطه یا محل تعیین شده در مرز، اما قبل از مرز گمرکی کشور هم‌جوار در اختیار بگذارد. اصطلاح «مرز» را می‌توان برای هر مرزی از جمله مرز کشور محل صدور به کار برد. بنابراین اهمیت حیاتی دارد که مرز مورد نظر همواره با ذکر نقطه و محل دقیقاً در اصطلاح تعریف می‌شود.

این اصطلاح عمدتاً در حمل نوع راه آهن یا جاده‌ای استفاده می‌شود، ولی برای هر نوع حملی می‌توان آن را به کار برد.

DES

DELIVERED EX SHIP(…named port of destination)

تحویل از کشتی (... بند مقصد تعیین شده)

«تحویل از کشتی» به معنای آن است که وظیفه فروشنده در مورد تحویل هنگامی به پایان می‌رسد که کالا را قبل از ترخیص برای ورود در بندر مقصد تعیین شده روی عرشه کشتی در اختیار خریدار قرار دهد. فروشنده باید کلیه هزینه‌ها و خطرات ناشی از آوردن کالا به بندر مقصد تعیین شده را تقبل کند این اصطلاح را فقط برای حمل دریایی یا آب‌راه داخلی می‌توان به کار برد.

DEQ

Delivered Ex Quay (duty paid)(...named port of destination)

تحویل در اسکله (عوارض پرداخت شده) (... بندر مقصد تعیین شده)

«تحویل در اسکله (عوارض پرداخت شده)» به معنای آن است که وظیفه فروشنده در مورد تحویل کالا هنگامی به پایان می‌رسد که کالا را پس از ترخیص برای ورود در اسکله (بارانداز) بندر مقصد تعیین شده، در اختیار خریدار قرار دهد. فروشنده باید کلیه مسوولیت‌ها و هزینه‌ها، شامل عوارض، مالیات‌ها و سایر مخارج تحویل کالا در این حمل را تقبل کند.

در صورتی که فروشنده مستقیم و یا غیر مستقیم قادر به دریافت پروانه ورد نیست نباید این اصطلاح را به کار برد. اگر طرفین بخواهند که خریدار کالا را برای ورود ترخیص کند و عوارض را بپردازد باید عبارت «عوارض پرداخت نشده» را به جای «عوارض پرداخت شده» به کار برد. اگر طرفین بخواهند که پرداخت بعضی هزینه‌های مربوط به واردات کالا (از قبیل مالیات ارزش افزوده VAT) را از وظایف فروشنده خارج کنند باید با افزودن این عبارات منظور را مشخص کنند «تحویل در اسکله مالیات ارزش افز.وده پرداخت نشده» (....در بندر مقصد تعیین شده) این اصطلاح را فقط برای حمل دریای یا آب‌راه داخلی می‌توان به کار برد.

DDU

DELIVERED DUTY UNPAID(… named place of destination)

تحویل عوارض پرداخت نشده (... محل مقصد تعیین شده)

«تحویل عوارض پرداخت نشده» به معنای آن است که وظیفه فروشنده در مورد تحویل کالا هنگامی به پایان می‌رسد که کالا را در محل تعیین شده در کشور مورد نظر در اختیار خریدار قرار دهد. فروشنده باید کلیه مسوولیت‌ها و هزینه‌های ناشی از آوردن کالا به محل مذکور (به جز عوارض، مالیات‌ها، و دیگر مخارج رسمی قابل پرداخت به هنگام ورود)، همچنین هزینه‌ها و مسوولیت‌های انجام تشریفات گمرکی کالا را تقبل کند. خریدار باید هر گونه مخارج اضافی را پرداخت و هر گونه مسوولیت ناشی از قصور در ترخیص به موقع کالا برای ورود را تقبل کند.

اگر طرفین بخواهند که فروشنده تشریفات گمرکی را انجام دهد و کلیه هزینه‌ها و مسوولیت‌های ناشی از آن را تقبل کند، باید با افزودن عباراتی این منظور را مشخص کنند.

اگر طرفین بخواهند که وظایف فروشنده برخی از هزینه‌های قابل پرداخت به هنگام ورود کالا (از قبیل مالیات ارزش افزوده VAT) را نیز شامل شود، باید با افزودن این عبارات منظور را مشخص کنند «تحویل عوارض پرداخت نشده، مالیات ارزش افزوده پرداخت شده (محل مقصد تعیین شده)».

این اصطلاح را می‌توان بدون در نظر گرفتن نوع حمل کالا به کار برد.

DDP

Delivered Duty Paid (…named place of destination)

تحویل عوارض پرداخت شده (... محل مقصد تعیین شده)

«تحویل عوارض پرداخت شده» به معنای آن است که وظیفه فروشنده در مورد تحویل کالا هنگامی به پایان می‌رسد که کالا را در محل تعیین شده در کشور مورد نظر در اختیار خریدار قرار دهد. فروشنده باید کلیه خطرات و هزینه‌های ناشی از حمل کالا به محل مذکور، شامل عوارض، مالیات‌ها، و سایر هزینه‌های پس از ترخیص کالا برای ورود را تقبل کند. اصطلاح EXW (تحویل در محل کار) بیان‌گر حداقل وظیفه برای فروشنده است، در حالی که DDP (تحویل عوارض پرداخت شده) برای فروشنده بیشترین وظیفه را به همراه دارد در صورتی که فروشنده مستقیم یا غیر مستقیم قادر به دریافت پروانه ورود نیست، نباید این اصطلاح را به کار برد.

اگر طرفین بخواهند که خریدار کالا را برای ورود ترخیص کند و عوارض را بپردازد اصطلاح DDU (تحویل عوارض پرداخت نشده) را باید به کار برد.

اگر طرفین بخواهند که پرداخت بعضی از هزینه‌های قابل پرداخت به هنگام وورد کالا (از قبیل مالیات ارزش افزوده VAT) را از وظایف فروشنده خارج کنند، باید با افزودن این عبارات منظور را مشخص کنند: «تحویل عوارض پرداخت شده، مالیات ارزش افزوده پرداخت نشده (... محل مقصد تعیین شده)».

این اصطلاح را می‌توان بدون در نظر گرفتن نوع حمل کالا به کار برد.


loading...

لطفا منتظر بمانید...